یه روز یکی دید گل رو ،خواست بچینه تاج سر و
تیزی تیغ ها رو که دید...عقلش بهش گفت که نرو
گل به خار گفت که چرا نمیشی از من ، تو جدا؟؟!
برو میخوام تنها باشم...تو خیلی زشتی به خدا...!!
یه صبح سرد خیلی زود...بوته خار اونجا نبود
با همه عشقی که داشت...با دلی که شکسته بود
چشمای گل یه وقتی دید که دستی اونو از شاخه چید
نگاه گل هر جا که گشت ... بوته خاری رو ندید...!!
شهرام شکوهی
برچسبها:
آهنگ
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه
1392/03/05ساعت توسط کمال
|
روزهای سخت همیشه دوستان واقعی را معلوم خواهد کرد...
برچسبها:
دوست
+
نوشته شده در جمعه
1392/02/20ساعت توسط کمال
|
هیچ وقت این دو جمله رو نگو :
١- ازت متنفرم ٢- دیگه نمیخوام ببینمت
هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو :
١- از خود متشکر ٢- وراج
هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن :
١- پدر ٢- مادر
هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:
١- نمیتونم ٢- بد شانسم
هیچ وقت این دو تا کارو نکن :
١- دروغ ٢- غیبت
هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :
١- آرامش در اعتیاد ٢- امنیت دور از خانه
همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١-آرامش با یاد خدا ٢-دعای پدرو مادر
همیشه دوتا چیز و به یاد بیار:
١- دوستای گذشته رو ٢-خاطرات خوبت رو
همیشه به این دو نفر گوش کن:
1- فرد با تجربه ٢- معلم خوب
همیشه به دو تا چیز دل ببند :
١- صداقت ٢-صمیمیت
+
نوشته شده در پنجشنبه
1392/02/19ساعت توسط کمال
|
+
نوشته شده در پنجشنبه
1392/02/19ساعت توسط کمال
|
انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست :
تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد...
پی نوشت: قدیمه اما باز تازه هست!
برچسبها:
انسان
+
نوشته شده در پنجشنبه
1392/02/19ساعت توسط کمال
|
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که ... رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود ما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم؟! سخن هر دو را شنیدم یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد
برچسبها:
داستانک
+
نوشته شده در چهارشنبه
1392/02/18ساعت توسط کمال
|
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟؟؟
برچسبها:
جملات کوتاه زیبا,
مرگ
+
نوشته شده در پنجشنبه
1392/02/12ساعت توسط کمال
|
به آساني ميشود در دفترچه تلفن كسي جايي پيدا كرد، ولي به سختي ميشود در قلب او جايي دست و پا كرد.
به راحتي ميشود در مورد اشتباهات ديگران قضاوت كرد، ولي به سختي ميشود اشتباهات خود را يافت.
به راحتي ميشود بدون فكر كردن حرف زد، ولي به سختي ميشود زبان را مهار كرد.
به راحتي ميشود كسي را كه دوستش داريم از خود برنجانيم، ولي به سختي ميشود اين رنجش را جبران كنيم.
به راحتي ميشود كسي را بخشيد، ولي به سختي ميشود از كسي تقاضاي بخشش كرد.
به راحتي ميشود قوانين را تصويب كرد، ولي به سختي ميشود به آنها عمل كرد.
به راحتي ميشود به رؤياها فكر كرد، ولي به سختي ميشود رؤيايي را بدست آورد.
به راحتي ميشود هر روز از زندگي لذت برد، ولي به سختي ميشود به زندگي ارزش واقعي داد.
به راحتي ميشود به كسي قول داد، ولي به سختي ميشود به آن قول عمل كرد.
به راحتي ميشود دوست داشتن را بر زبان آورد، ولي به سختي ميشود آن را نشان داد.
به راحتي ميشود اشتباه كرد، ولي به سختي ميشود از آن درس گرفت.
به راحتي ميشود گرفت، ولي به سختي ميتوان بخشش كرد.
به راحتي ميشود دوستي را با حرف حفظ كرد، ولي به سختي ميشود به آن معنا بخشيد.
+
نوشته شده در یکشنبه
1392/02/01ساعت توسط کمال
|
+
نوشته شده در پنجشنبه
1392/01/29ساعت توسط کمال
|
آدمی برای لذت بردن از زندگی به آرامش نیاز دارد ؛و برای چگونه زندگی کردن به دانش … !
+
نوشته شده در سه شنبه
1392/01/27ساعت توسط کمال
|
پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند
به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.
نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ،
رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ،
رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.
در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ،
در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ،
پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ،
که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.”
برچسبها:
آرامش
+
نوشته شده در دوشنبه
1392/01/26ساعت توسط کمال
|
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان
خواهد شد که امروز می اندیشد......................................
+
نوشته شده در شنبه
1392/01/17ساعت توسط کمال
|
موفقیت هر کس از میزان حسادتی که بهش میشه قابل محاسبه است.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1392/01/15ساعت توسط کمال
|
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: "دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است".
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: "ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم."
یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..
+
نوشته شده در سه شنبه
1392/01/13ساعت توسط کمال
|
قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن....
+
نوشته شده در شنبه
1392/01/10ساعت توسط کمال
|
دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد که تا آخر عمر هم بدوی ..
چیزهای جدیدی هست که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری ...
پس یک جاهایی در زندگی ترمز دستیت را بکش ، بایست و زندگی کن ..
+
نوشته شده در جمعه
1392/01/09ساعت توسط کمال
|
بين هزاران"ديروز" و ميليونها "فردا" ؛
فقط يك "امروز" وجود دارد !
"امروز" را از دست نده ... !!!
+
نوشته شده در چهارشنبه
1392/01/07ساعت توسط کمال
|
خودمان را با کلمه "تا قسمت چه باشد"! گول می زنیم ....
قسمت " اراده ی منو توست " ... !!!
+
نوشته شده در دوشنبه
1392/01/05ساعت توسط کمال
|
میل به انتقام
اولین نشانه ضعف است
برچسبها:
انتقام
+
نوشته شده در جمعه
1391/12/25ساعت توسط کمال
|
قدرتو بیشتر میدونم،حالا که برگشتی خونم
قدرتو حالا میدونم، سرتو بزار رو شونم
تو نبودی - حبیب
دانلود
برچسبها:
آهنگ
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه
1391/12/24ساعت توسط کمال
|
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
+
نوشته شده در شنبه
1391/12/19ساعت توسط کمال
|
زنــــدگي مثل يك جاده بـــلند و طولانـــــي است ...
بخش هايي از جاده زنــدگــي پر است از فـــراز و نشــيــب . يادم باشد كه در پس هر فرازي ،
فرودي هست و در ادامه هــــر فــــرودي يـــك فــــــراز . خـــود را آمــــاده نگــــاه دارم ...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه
1391/12/19ساعت توسط کمال
|
حرفي كه توي دلت بمونه و هيچوقت نتوني بزنيش حرف نيست؛ درده
+
نوشته شده در دوشنبه
1391/12/14ساعت توسط کمال
|
وقتي از کسي کينهاي به دل ميگيريدر واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين کردهاي.سعي کن خانه دلت را تنها از دوستان پرکني،به سلامتی هرچی دوسته
برچسبها:
جملات کوتاه زیبا,
کینه,
دوستی
+
نوشته شده در شنبه
1391/12/12ساعت توسط کمال
|
دو بوسه ...!!!
توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :
می خورم به سلامتی 2 بوسه !!
بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت :
اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده ميزنه و بچه نمی فهمه !
دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش ميزنه و مادرش متوجه نمیشه ....
+
نوشته شده در جمعه
1391/12/11ساعت توسط کمال
|
دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه
برچسبها:
جملات کوتاه زیبا,
دوست
+
نوشته شده در سه شنبه
1391/12/01ساعت توسط کمال
|
بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
پر از حس های خوبند
پر از حرفهای نگفته اند
چه هستند، هستند
و چه نیستند، هستند
یادشان
خاطرشان
حس های خوبشان
آدمها
بعضی هایشان
سکوتشان هم پر از حرف هست
پر از مرحم به هر زخم است .
+
نوشته شده در یکشنبه
1391/11/22ساعت توسط کمال
|
میخواهم از خودم بگریزم بروم خیلی دور، مثلا ، مابین مردمان عجیب و غریب، یک جایی بروم که کسی مرا نشناسد، کسی زبان من را نداند، میخواهم همه چیز را در خود حبس بکنم، اما میبینم برای اینکاردرست نشده ام!زنده بگور
برچسبها:
صادق هدايت
+
نوشته شده در یکشنبه
1391/11/15ساعت توسط کمال
|
1- محبوبترین افراد در نزد خدا کسی است که برای بندگانش سودمند تر باشد.2- هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.3- دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر .
+
نوشته شده در سه شنبه
1391/11/10ساعت توسط کمال
|
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...
تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...
برچسبها:
داستانک
+
نوشته شده در پنجشنبه
1391/11/05ساعت توسط کمال
|