آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون
آن یک شمشیر بران وان دگر نعل خر است .
شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می کنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است .
کره اسب از نجابت در تعاقب می رود
کره خر از خریت پیشاپیش مادر است .
کاکل از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
زلف از افتادگی همسان مشک و عنبر است .
نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست
روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است .
دود گر بالا رود کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
من از روییدن خار بر سر دیوار فهمیدم
که نا کس!کس نمیگردد از این بالا نشینیها

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۶ساعت توسط کمال |

انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۱ساعت توسط کمال |

دیالوگی از فیلم امام علی (ع):

معاویه: قوی تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟

عمروعاص: آری، جهل مردم

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ساعت توسط کمال |

چینی های قدیم برای اینکه از شر حمله ی دشمنان در امان باشند دیوار بزرگ چین را ساختند؛ اما در صد سال اول ساخت دیوار ، سه بار دشمنانشان بدان نفوذ کرده و با چینی ها جنگیدند.
دشمنان از دیوار بالا نرفتند بلکه به دربانها رشوه داده و از آنها گذشتند.
چینی ها به ساخت بنای سد استوار پرداختند اما برای ساخت نگهبانهایش کاری نکردند، غافل از اینکه نیروی انسانی مهمترین مسئله است.

یکی از شرق شناسان می گوید:

برای انهدام یک تمدن ، سه چیز را باید منهدم کرد:

اول) خانواده
دوم) نظام آموزشی
سوم) الگوها و اسوه ها

برای اولی منزلت مادر به عنوان مربی کودکان را متزلزل کن.

برای دومی از منزلت معلم بکاه و در جامعه او را بی ارزش کن.

برای سومی منزلت نخبگان و دانشمندان را هدف قرار ده تا کسی آنها را الگوی خویش قرار ندهد.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۶ساعت توسط کمال |

پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی میکردند.

هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او بخرد تا 
موهایش را سرو سامانی بدهد.
پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم بخرم
حتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم.
پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد..
پیرمرد فردای انروز بعد از تمام شدن کارش به بازار رفت و ساعت خود را فروخت و شانه برای همسرش خرید ..
وقتی به خانه بازگشت شانه در دست با تعجب دید که همسرش موهایش را کوتاه کرده است و بند ساعت نو برای او گرفته است .
مات و مبهوت اشکریزان همدیگر را نگاه میکردند.
اشکهایشان برای این نیست که کارشان هدر رفته است برای این بود که همدیگر را به همان اندازه دوست داشتند و هرکدام بدنبال خشنودی دیگری بودند.
به یاد داشته باشیم.
اگر کسی را دوست داری یا شخصی تو را دوست داشته باشد باید برای خشنود کردن او سعی و تلاش زیادی انجام دهی.....

عشق و محبت به حرف نیست باید به آن عمل کرد

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۳ساعت توسط کمال |

این که چه داشته باشی ...

یا چه کسی باشی ، یا کجا باشی ، یا مشغول چه کاری باشی ...

تو را خوشبخت یا بدبخت نمی‌کند .

فکر تو ، تو را خوشبخت یا بدبخت می‌کند ... !


برچسب‌ها: فکر, خوشبختی, مشغول, جملات کوتاه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ساعت توسط کمال |


چارلی چاپلین : وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم.
مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛ می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.» یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟» گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.» هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید «هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟» گفتم «شب‌ها نمی‌خوابم.» گفت «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.» گفت «سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی!!

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۸ساعت توسط کمال |

خدایا ، به من توفیق ِ :
تلاش در شکست
صبر در نومیدی
رفتن بی همراه
جهاد بی سلاح
کار بی پاداش
فداکاری در سکوت
دین بی دنیا
مذهب بی عوام
عظمت بی نام
خدمت بی نان
ایمان بی ریا
خوبی بی نمود
گستاخی بی خامی
مناعت بی غرور
عشق بی هوس
تنهائی در انبوه
و دوست داشتن بدون آنکه دوست بداند عطا کن.
آمین

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۳ساعت توسط کمال |

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بنام توماس لینکلن بود، پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد. آبراهام پس از سالها تلاش،به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.

اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد:
آبراهام! حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!!!

آبراهام لینکلن لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد : من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.
چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.

آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام.پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود.یکی ازاقدامات مهم او خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری بود.

و درپایان جمله معروف:
"عیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم چقدر می ارزیم...؟"

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۲ساعت توسط کمال |

انـسـان دو آمــوزنــده دارد: "آمــــوزگــار و روزگـــار"!
هــر چــه بــا شیــرینـی از اولـی نیــامـــوزی،
دومـی با تـلخـی بـه تـــو می آمـــــوزد ...!

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ساعت توسط کمال |

اغلب وقتی امیــدت را از دست می دهی ،
و فکــر می کنـی که ایـن آخـــر خط است ... 
خدا از بالا به تو لبخند می زنـــد و می گویــــد : 
آرام بــاش عـــزیــــزم ... 
ایــن فقط یــک پیــچ است ، نـه پـایــان ... !


برچسب‌ها: جملات قصار, خدا, آخر خط, امید
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۰ساعت توسط کمال |

می گویند آدم های خوب به بهشت می روند

اما من می گویم

آدم های خوب هر جا که باشند، آنجا بهشت است.

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۹ساعت توسط کمال |

آدام فیلیپس، روانکاو مشهور بریتانیایی، لطیفه‌ای نقل می‌کند،

درباره یک خارجی که بیرون در خانه‌اش در لندن ایستاده بود و مشت مشت، دانه‌های ذرت روی زمین می‌پاشید. یک انگلیسی که از آنجا عبور می‌کند پیش می‌رود و از او دلیل این کارش را می‌پرسد. آن خارجی جواب می‌دهد:« برای دور نگاه داشتن ببرها.» مرد انگلیسی می‌گوید:«اینجا که ببری نیست.» و خارجی جواب می‌دهد:«پس معلوم است که این کار موثر افتاده است.»

این واقعیت که یک بدبختی بزرگ بر سرمان نمی‌آید به هیچ وجه دلیل این نیست که ما عملا روش معقولی را در برابر آن در پیش گرفته‌ایم.
لارس اسوندسن

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۰۷ساعت توسط کمال |

زندگی را ورق بزن
هر فصلش را خوب بخوان
با بهار برقص
با تابستان بچرخ
در پاییزش عاشقانه قدم بزن
با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش
زندگی را باید زندگی کرد،
آن طور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری.

"سیمین بهبهانى"

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ساعت توسط کمال |

یکی از فرق های انسان با خدا
این است که انسان تمام خوبی ها را با یک بدی فراموش می کند ...

ولی خدا تمام بدی ها را با یک خوبی فراموش می کند . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ساعت توسط کمال |

دین چهره‌ای دوگانه دارد.

آن کس که از پایین به آن می‌نگرد، می‌خواهد با آن از دشواری‌ها و سختی‌های زندگی خویش بکاهد

و آن کس که از بالا به آن می‌نگرد، بندهایی را می‌بیند که برای ممانعت از صعود او به آسمان‌هاست...

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ساعت توسط کمال |

خسته ام مثل جواني که پس از سربازي / بشنود يک نفر از نامزدش دل برده

مثل يک افسر تحقيق شرافتمندي/ که به پرونده ي جرم دخترش برخورده

خسته ام مثل پسر بچه که درجاي شلوغ / بين دعواي پدر مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضي شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ي مردم شده است

خسته مثل پدري که پسر معتادش/ غرق در درد خماري شده فرياد زده

مثل يک پيرزني که شده سربار عروس/ پسرش پيش زنش بر سر او داد زده

خسته ام مثل زني حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

خسته ام  مثل مردي که قسم خورده خيانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

خسته مثل پدري گوشه ي آسايشگاه/ که کسي غير پرستار سراغش نرود

خسته ام بيشتر از پير زني تنها که / عيد باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسي حال مرا مي فهميد/ غير از اين بغض که در راه گلو سد شده است

 شده ام مثل مريضي که پس از قطع اميد/ در پي معجزه اي. راهي مشهد شده است...

سيمين بهبهاني

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ساعت توسط کمال |

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛

گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ، وقتی چیزی خراب می شد

تعمیرش می کردیم ... نه تعویض!

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ساعت توسط کمال |

الزاماً هر کی دوربین میخره عکاس نیست!
الزاماً هر کی خوشگله مدل نیست!
الزاماً هر کی خوش زبان چاپلوس نیست!
الزاماً هر کی میخنده بی غم نیست!
الزاماً هر کی با حجاب با حیا نیست!
الزاماً هر کی آرایش میکنه فاحشه نیست!
الزاماً هر کی زیاد کار میکنه حمال نیست!
الزاماً هر کی دوچرخه سوار فقیر نیست!
الزاماً هر کی هم صحبته دوست نیست!
الزاماً هر کی باکره نیست هرزه نیست!
الزاماً هر کی بچه بدنیا می اورد مادر نیست!
الزاماً هر کی مینویسه نویسنده نیست!
الزاماً هر کی نامرد مرد نیست!
الزاماً هر کی زن نامرد نیست!
الزاماً هر کی بوم نقاشی داره نقاش نیست!
الزاماً هر کی آدمِ ، انسان نیست!!

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ساعت توسط کمال |

آدم هائی که به زندگی ات وارد می شوند شبیه به کارد میوه خوری اند, کُند و نابُرا

این توئی که در طول رابطه تان آنقدر تیزشان می کنی که تبدیل به شمشیری بُرنده می شوند و بی هیچ واهمه ای زخم می زنند به تنت ,به روحت...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ساعت توسط کمال |

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد.

تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند، ناراحت شد.

در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند، سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۸ساعت توسط کمال |

عجب دنیاییست!
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
"احمد شاملو"


برچسب‌ها: احمد شاملو, مغز, زبان, چرپ زبانی
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۲ساعت توسط کمال |

فرداى هر كس با انديشه امروز او ساخته مى شود ...


برچسب‌ها: اندیشه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ساعت توسط کمال |

اگر زنی بتواند با صورت یا حتی کلام و اندیشه‌اش آدم‌ها را جذب کند ..

قطعا به برهنه شدن متوسل نمی‌شود ..

عریان شدن .. ساده‌ترین روش برای جلب توجه دیگران است ...


برچسب‌ها: زن, لبخند _ اندیشه, عریان, ساده, توجه
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ساعت توسط کمال |

ﺩﮐﺘﺮﺧﻠﯿﻞ ﺭﻓﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﺮﺩﺵ ﺍﯾﺎﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ:
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭﻗﻢ ﻃﻠﺒﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻌﻠﺖ ﺧﺎﻣﯽ ﻭﺑﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻡ، ﻓﻘﻂ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﺎ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﺷﺪﻡ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯﻗﻢ ﻭﺩﺭﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﯿﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ،ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻁ ﺍﺻﻠﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ،ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ ﻓﺮﻗﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﯾﺎﻓﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺲ ﺍﺯﺳﻔﺮﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻭﺍﻗﻒ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮﺍﺩﯾﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻭﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭﻣﮑﺎﻥ ﻭﻧﮋﺍﺩ ﻭﻣﺬﻫﺐ ﻭﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺷﻠﻮﻍ ﺩﺭﻫﻨﮓ ﮐﻨﮏ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮﯼ ﺯﺩﻡ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﮐﻢ ﺭﺍﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﺩﺭﺁﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﻢ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺎﮐﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﻧﺪﺍﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ،ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺟﺮﺑﺪﻫﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ": ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ،ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪﻡ".


برچسب‌ها: خدا, قم, انسانیت
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۱۵ساعت توسط کمال |

این متن آرامش خوبی به آدم میده
ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﻮ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ !
ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻫﺴﺘﯿﻢ , ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻔﺴﻬﺎﯼ ﺁﺧﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ;

ﭘﺲ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺁﺭﻭﻣﺶ ﮐﻨﯽ ;

ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺭ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺶ ﻣﯿﺰﻧﻪ, ﭘﺎﺩﺯﻫﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻥ 

ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﯾﺪ :
ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ ﺩﺭ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎ ﯾﺎﺭﯾﺘﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ ﺩﺭ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎ ﺭﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ ﺩﺭ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ.

ﻣﺮﺩ ﺭﺍﺑﻪ ﻋﻘﻠﺶ ﺑﻨﮕﺮ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺛﺮﻭﺗﺶ
ﺯﻥ ﺭﺍﺑﻪ ﻭﻓﺎﯾﺶ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻟﺶ
ﺩﻭﺳﺖ ﺭﺍﺑﻪ ﻣﺤﺒﺘﺶ ﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﻼﻣﺶ
ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍﺑﻪ ﺻﺒﺮﺵ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ
ﻣﺎﻝ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﺮﮐﺘﺶ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ
ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﻴﺶ
ﺩﻝ ﺭﺍﺑﻪ ﭘﺎﮐﯿﺶ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺶ !
ﺳﻪ ﺗﺎ " ﺍ " ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻩ
ﺍﻣﯿﺪ
ﺍﺻﺎﻟﺖ
ﺍﺩﺏ
ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺳﻪ ﺗﺎ " ﺱ "
ﺳﻌﺎﺩﺕ
ﺳﻼﻣﺖ
ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﯼ
ﻋﺎﺷﻖ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﻫﺴﺘﻢ ﭼﻮﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ


برچسب‌ها: آرامش, دوست, عاشق
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ساعت توسط کمال |

مردم ضعیف تلویزیونهای بزرگ دارند، و افراد ارزشمند کتابخانه های بزرگ...


برچسب‌ها: مردم, تلویزیون, کتاب, کتاب خانه, جملات کوتاه زیبا
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ساعت توسط کمال |

یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست ؟ 
روز بعد او یک کتاب قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است ، تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم  گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم.

چند روز بعد پدرم روزنامه ای آورد ، نگاهی به آن انداختم و به نظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست ، برای شخص دیگریست و موقتا می توانی آن را داشته باشی من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم در همین گیرودار پدرم لبخندی زد و گفت:

حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج در چیست ؟ 
در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف  شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش می کنی

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ساعت توسط کمال |

آنچه از همه دردناکتر است ، فقر و بيماری نيست ...
بيرحمی مردم نسبت به يکديگر است !

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ساعت توسط کمال |

هیچگاه درک نکردم ؛
چرا کافری که بیمار میشود ، دچار عذاب الهی شده و مسلمانی که بیمار میشود، دچار آزمون الهی ...!
مرض که یکیست ! شاید تفاوت در نگرش انسانهاست ...


برچسب‌ها: کافر, مسلمان, عذاب, بیماری
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۶ساعت توسط کمال |

مطالب قدیمی‌تر